عضو هیئت داوران بخش تجربه‌های جوان بیست و سومین جشنواره تئا‌تر سوره ماه معتقد است كه نباید جوانان حاضر در این بخش را به حال خود‌‌ رها كرد و باید حمایت و آموزش آن‌ها تدوام یابد.

فر‌هاد ارشاد، نویسنده و كارگردان باسابقه تئا‌تر كه در بیست و سومین جشنواره تئا‌تر سوره ماه به عنوان یكی از داوران بخش تجربه‌های جوان حضور داشت، درخصوص جداسازی این بخش از بخش اصلی جشنواره و لزوم این امر در گفت و گو با پایگاه خبری حوزه هنری گفت: در این بخش تنها مسئله و فیلتر سن مهم نیست بلكه مهم این است كه یك كارگردان حاضر در این جشنواره چندمین تجربه تولید اثر خود را انجام می‌دهد.

وی افزود: بدون شك طراحی این بخش به طور اختصاصی برای كسانی كه تجربه كمتری نسبت به حرفه‌ای‌های تئا‌تر دارند، باعث می‌شود كه كارگردان‌های جوان با افرادی رقابت كنند كه همسن و  هم سطح آن‌ها در حوزه مسائل تكنیكی تئا‌تر هستند و این استرس و اضطراب را از آن‌ها می‌گیرد و باعث می‌شود كسب تجربه برای آن‌ها در آرامش اتفاق بیفتد.

این نویسنده تئا‌تر در بخش دیگری از سخنان خود با توجه به تماشا و داوری آثار بخش تجربه‌های جوان گفت: یك یا دو اثر اختلافات فاحشی داشتند و سطح كیفی آثار بالا و پایین بسیاری داشت، اما نكته مهم این است كه اگر می‌خواهیم این بخش را حفظ نماییم باید از هم اكنون برنامه ریزی كنیم تا سطح كیفی آثار ارتقا یابد و هم سطح شود و كیفیت كلی جشنواره نیز افزایش پیدا كند.

وی ادامه داد: در بسیاری از نقاط دنیا، حرفه‌ای‌های تئا‌تر به دیدن آثار تجربی می‌روند و در این مسیر ایده‌های نو و تجربی را استفاده و بدل به یك كار حرفه‌ای می‌كنند. برای آن كه سطح كیفی آثار كارگردانان جوان افزایش یابد، شاید لازم باشد مانند دو سال پیش كه مركز هنرهای نمایشی حوزه هنری اقدام به اعزام كار‌شناسان از تهران به شهرهای دیگر برای ارتقای سطح كیفی آثار كرده بود، دوباره این طرح جامع و خوب را ادامه دهد تا مانند‌‌ همان سال، معایب و ضعف‌ها برطرف و آثاری یكدست و با كیفیت در جشنواره دیده شود.

این كارگردان تئا‌تر درباره فیلتر كردن كارگردانان جوان برای حضور در بخش اصلی جشنواره در سال‌های آینده گفت: این كه یك فیلتر مناسب برای حضور كارگردانان جوان كه قصد حضور در بخش اصلی جشنواره را دارند به نوعی برقرار شود، امری مثبت است و اگر احساس شد كه این جوان هنوز نیاز به تجربه دارد در همین بخش بماند و باز هم تجربه كند.

وی سپس درخصوص برگزاری جشنواره‌های تئا‌تر و اثر آن‌ها بر جریان تئا‌تر كشور گفت: سیر نزولی تئا‌تر در كشور در حال اتفاق افتادن است و سطح كیفی همین جشنواره هم به نسبت دو سال قبل پایین آمده است. باید فكر و چاره‌ای مناسب برای این سیر نزولی خطرناك اندیشیده شود. جشنواره‌های متعدد تئاتری در كشور آفت تئا‌تر هستند و بسیاری از آن‌ها را می‌توان تجمیع كرد.

ارشاد سپس درخصوص یك فكر مناسب گفت: تئا‌تر كشور دچار جشنواره زدگی شده است. باید با تجمیع آن‌ها به یك جشنواره مناسب رسید، كاش جشنواره‌ها از دل اجراهای عمومی برگزار می‌شدند تا از این طریق اندازه و شكل یك اثر مشخص شود. جشنواره با نفس تئا‌تر منافات دارد؛ زیرا تئا‌تر برای مردم است و ما مخاطبان اصلی خودمان یعنی مردم و جامعه را فراموش كرده‌ایم.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مهر 1393ساعت 11:23 توسط فرهاد ارشاد |

بگو به آدم و نسل بعد از او

اگر کشیده ام به دوش بار لعنت شما هر دم

و بوسه های سنگ تان می خورد به پیشانی

باکی نیست

که سجده نکردم

چون عاشق حوا بودم

 

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مهر 1393ساعت 15:51 توسط فرهاد ارشاد |

  • من شبی در شط شب گم میشوم ، داخل آیینه ها مست می خم میشوم
  • من ترا گم کرده در گم نامه ام ، نی برایت خوانده ساقی نامه ام
  • ساقی امشب شط شب خونین شده ، شط شب از اشک من رنگین شده
  • خون سرودم داخل گم نامه ام ، می نباشد بیت ساقی نامه ام
  • من نمیدانم چرا گم گشته ام  ،یا چرا مست می خم گشته ام
  • من زبانم لال اگر عاشق شدم ، تا که تو گفتی همان دم دق شدم
  • من غریب و مست و گیج و منگ بنگ ، سنگ تیپا خورده ای در چاه تنگ
  • فارغ از من ساز دلتنگی بزن ، می بزن ساقی و از تنگی نزن
  • کاشکی اندر جهان آدم نبود ، تا حوا را بیدلی همدم نبود
  • کاشکی یوسف گلین صورت نداشت ، تا زلیخا در دلش شهوت نداشت
  • من بمیرم بهتر از آدم شدن ، تا زلیخا را دمی همدم شدن
  • من پر کاهم مرا آتش بزن ، تا بمیرم آتشی بر تش بزن
  • یوسفی از آدمان روزگار ، طالب تنهایی است در روزگار
  • من ترا گم کرده در گم نامه ام، می نباشد بیت ساقی نامه ام
  • فرهاد ارشاد - 1376
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم مهر 1393ساعت 20:12 توسط فرهاد ارشاد |

آصف

همان آرزوی من و تو است

که پودر می شود

درست وقتی که

در منطقه صفر کسوف می شود

+ نوشته شده در سه شنبه یکم مهر 1393ساعت 12:23 توسط فرهاد ارشاد |

پائیز

تمام دشت را زرد کرده است

و گونه های من

اگر سرخ مانده است

بی تاب دیدن روی داغ شماست

+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم شهریور 1393ساعت 15:44 توسط فرهاد ارشاد |

پائیز جان سلام

بی احوال پرسی برایت می نویسم که بی اجازه تو

برگ های باغ را به غارت بردند

دیگر باغ زرد نیست، نارنجی و سرخ هم نیست

دیگر تمام رنگهای قشنگ را دزدیده اند

حالا وقتی باد می آید ، باران می بارد

کسی صدای خش خش پایش را به روی زمین حس نمی کند

و سپیدار لخت لخت به دنبال لباس نو است

و های های گریه می کند

***********

های های پائیز جان

داریم کم کم به گریه عادت می کنیم

اصلا دارند ما را به گریه عادت می دهند

ما بیزاریم و گریه می کنیم

برای تو ، برای برگها

برای سپیدار که این روزها تنش بدجوری می لرزد

**********

راستی پائیز ، کمر نارون پیر هم شکست

و باغ سه روز عزادار بود

ولی کسی برای برگها ختم نگرفت

و ما غارت برگهای باغ را تماشا می کردیم

تماشا میکردیم که حتی برگهایی که دلشان دوری از ترا نمی خواست

چگونه آتش می گرفتند

اما آتش کسی را گرم نمی کرد

بلکه بیشتر سرد می شدیم تا اینکه یخ زدیم

**********

و یخ زدیم و زمستان آمد

و یخ زدیم و برف آمد

و نارون کمر شکسته و سپیدار لخت

حالا دیگر سفید سپید شده اند

دیگر باغ قشنگ نیست و آدم دلش می گیرد

و اشکهایش هی یخ می زنند

یخ میزند و انتظار بهار را می کشد

تا برگها دوباره در بیایند

و ما درختهای پر برگ دوباره انتظار شما را بکشیم

که برگ هایمان را زرد کنی ، زرد زرد

**********

اما پائیز نارون می گوید " انتظار بیهوده است "

ولی سپیدار هنوز امیدوار است

و امید هنوز از تنه اش جوانه می زند

و ما در انتظار بیهوده نارون امید جوانه دار سپیدار را باور می کنیم

باور می کنیم که پائیز فصل عاشقان است

و عاشقان همه در زمستان انتظار فصلشان را می کشند

راستی پائیز نارون عاشق تر است یا سپیدار؟

راستش را بخواهی من یک شب ، اشک های نارون را دیدم

که برای تو گریه می کرد ، ناله می کرد

و دوباره کمرش می شکست

اصلا شاید کمر نارون زیر عشق تو شکسته است ، نه پائیز ؟

**********

پائیز جان ، حرف بزن ، راست بگو

چقدر نارون را دوست داری که دزدانه گریه می کند

اصلا چرا کمر نارون همیشه شکسته است؟

اصلا چرا هر که عاشق است همیشه کمر شکسته است؟

اصلا چرا پائیز باید فصل عاشقان باشد؟

اصلا چرا همیشه این قدر چرا وجود دارد که ما سردرگم می شویم؟

**********

سرت را درد نیاورم پائیز

ولی ما همیشه پر تردید و سردرگم

انتظار ترا می کشیم پائیز جان

فرهاد ارشاد- پاییز 76

+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم شهریور 1393ساعت 15:0 توسط فرهاد ارشاد |

به گزارش سایت ایران تئا‌تر، این برنامه روی سبک‌ها و جنبه آموزشی تمرکز دارد و یکی دیگر از اهداف این برنامه، حضور کارگردان‌ها در اصفهان در صورت تصویب بودجه مورد نظر است. انتخاب کار‌ها براساس حضور افراد در جشنواره‌های مختلف مثل جشنواره بین المللی تئا‌تر فجر، آیینی-سنتی، جشنواره سوره ماه حوزه هنری صورت می‌گیرد.

 این برنامه از ۲۰ مهرماه با پخش فیلم نمایش  "اندر قضیه عشق لیلی و مجنون " آغاز می‌شود و 27 مهر ماه نیز فیلم نمایش "تراژدی مکلت" هر دو به کارگردانی آرمان طیران اکران خواهد شد. از جمله فیلم نمایش های دیگری که در این برنامه اکران خواهد شد می توان  به " باد که می نویسد " در 16 آذر و " وین شرح بی نهایت " در 23 آذر ماه هر دو به کارگردانی فرهاد ارشاد و از تولیدات پیشین حوزه هنری فارس اشاره کرد.

این برنامه با اکران فیلم تئا‌تر «مکبث» به کارگردانی بهروز پناهنده در ۲۶ بهمن ماه به پایان می‌رسد.

تالار هنر اصفهان در میدان قدس فلکه لاله واقع شده است و علاقه‌مندان جهت کسب اطلاعات بیشتر می‌توانند با شماره ۳۵۶۶۰۸۸۱-۰۳۱ تماس بگیرند.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم شهریور 1393ساعت 15:44 توسط فرهاد ارشاد |

 گر یک شب تو را در خواب بینُم ، به دریا نقشی از مهتاب بینُم
دوباره بینُمت خندون بیایی ، دوباره سینه رو بی تاب بینُم
بیا بار سفر بندیم از این دشت ، زمستون باز توی این خونه برگشت
بیا تا قصّه ها گویُم برایت ، که دوران جدایی دیر بگذشت
اگر یک شب تو برگردی دوباره ، به گیسویت می افشونُم ستاره
نمی دونی مگه ای نازنینُم دلُم هر روز وشب در انتظاره
بیا بار سفر بندیم از این دشت ، زمستون باز توی این خونه برگشت
بیا تا قصّه ها گویُم برایت ، که دوران جدایی دیر بگذشت
به تو گویُم بیا ای نازنینُم ، که با مژگون ز پایت خار چینُم
گلِ عمر منو باد خزون برد ، گل ناز منی ، داغت نبینم
آی ، گل عمر منو باد خزون برد ، گل ناز منی ، داغت نبینم
بیا بار سفر بندیم از این دشت ، زمستون باز توی این خونه برگشت
بیا تا قصّه ها گویُم برایت ، که دوران جدایی دیر بگذشت

+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم شهریور 1393ساعت 16:50 توسط فرهاد ارشاد |

این زخم که بر دل ما

هر شب تازه می شود

بی شک همان برق نگاه شماست

که هنوز نقش خاطر است

+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم شهریور 1393ساعت 21:45 توسط فرهاد ارشاد |

پیچیده درعزای توای گل،چمن به خویش/آن سان که ازغم توتمام وطن به خویش
هشتادو هفتسال گذشت ازشروع تو/سروی ندید چون تو ولیکن چمن به خویش
هشتادوهفت سال پیاپی بهارریخت/ازگیسوی تو عطرگل نسترن به خویش
یک عمر،ای قناری خوشخوان زنغمه ات/لرزیده اندیکسره زاغ وزغن به خویش
تنهانه من به مهرتوپیوند خورده ام/بالیده ملتی زتومانندمن به خویش
شعرتراگرفته ام ازشیر مادرم/خوکرده ام به نام توآنسانکه تن به خویش
ترسم نبیند ای زن بشکوه استوار/بعدازتو روزگار،شبیه توزن به خویش
جمعیم برمزار تووبیقرارتو/شمعیم و چاره نیست بجزسوختن به خویش
ای خوش به حال خاک که پیچیده تا ابد/ازنرمی حریرتنت پیرهن به خویش
تابوت اگربه رقص درآیدبعید نیست/ازشوق بوسه بر تونگنجدکفن به خویش
سرمی زنم به خاک تو بسیار،بعدازین/چون سر زدن به توست همان سر زدن به خویش
سیمین! غزل پس ازتو مرازهر میشود/چون مار زخم خورده بپیچدسخن به خویش

افشین علاء

+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم شهریور 1393ساعت 12:40 توسط فرهاد ارشاد |

"امین ولایت" نوشته آرمان طیران به همت واحد نمایش حوزه هنری فارس و هدایت فرهاد ارشاد از سری برنامه های ویژه دهه کرامت 15 شهریور در نگارخانه شیراز حوزه هنری فارس راس ساعت 7 عصر نمایشنامه خوانی می شود.
امین ولایت شرحی بر زندگانی و مبارزات احمد بن موسی شاهچراغ (ع) و دوران معاصر ایشان دارد که با حضور مهدیا علیزاده،نوید جعفری، مریم شکری، سید یوسف موسوی،سعید نظری و فرهاد ارشاد خوانش می شود.

+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم شهریور 1393ساعت 13:46 توسط فرهاد ارشاد |

+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم شهریور 1393ساعت 13:9 توسط فرهاد ارشاد |

به گزارش روابط عمومی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان قزوین در این برنامه که با حضور دکتر صالحی معاون فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، دکتر مهدی احمدی مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان فزوین و جمعی از هنرمندان عرصه نمایش برگزار شد، برگزیدگان جشنواره ادبیات نمایشی رضوی معرفی شدند. مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان فزوین ضمن اشاره به اعضای هیئت داوران این جشنواره افزود: جلسه هیئت داوران با حضور نادر برهانی مرند، یوسف فخرایی و ناصر ایزدفر تشکیل شد پس از بررسی های لازم در کیفیت آثار رسیده با موضوع فرهنگ رضوی برگزیدگان در دو بخش نمایشنامه صحنه ای و نمایشنامه کودک و نوجوان مشخص شدند. بنا بر این خبر در بخش کودک و نوجوان هیات داوران برای رتبه اول انتخابی نداشت اما رتبه دوم به نمایشنامه " بزبزی و جنگل صنوبر" به نویسندگی موسی هدایتی از استان کردستان و رتبه سوم به نمایشنامه" طلاخاتون و راز هفت کبوتر" به نویسندگی مهدی ملکی از استان تهران اختصاص یافت.

در بخش نمایشنامه صحنه ای از میان هشت نامزد کسب مقام، رتبه اول به نمایشنامه "کیفر " به نویسندگی مرجان موسی نژاد از استان گیلان، رتبه دوم به نمایشنامه " کباب سلطانی" به نویسندگی  علیرضا ناسوتی از استان تهران و رتبه سوم به نمایشنامه " واقعه خوانی سی ام صفر 203" به نویسندگی  فرهاد ارشاد از استان فارس رسید.

+ نوشته شده در شنبه هشتم شهریور 1393ساعت 12:1 توسط فرهاد ارشاد |

دیروز پنجشنبه 30 مرداد فرصتی دست داد همراه چند تن از دوستان زنده یاد حسین عرفان دایی مرحومم به بهانه چهلمش بر سر سر تربت دو برادر که حالا دیگر برای همیشه در کنار هم خفته اند ،دمی را با هم بگذرانیم و یادشان کنیم...محفلی از اشک و خاطرات شیرینی که خیلی از ما از آن یار سفرکرده داشتیم و نمیدانم چطور شد که این غم و خستگی چهل روزه آرام گرفت و در دل دعا کردم که دایی حسین هم آرام گرفته باشد،بالاخص که حتما اشراف دارد و می داند که من و دوستانش هر از چند گاهی به سراغش میایم تا تنها نباشد... هر چند به قول سهراب سپهری "آدم اینجا تنهاست، و در این تنهایی سایه نارونی تا ابدیت جاریست،به سراغ من اگر میاید،نرم و آهسته بیایید،مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من"

+ نوشته شده در جمعه سی و یکم مرداد 1393ساعت 14:10 توسط فرهاد ارشاد |

و دشت 

و تنها دشت

چقدر بی حضور شما

تشنه است و خالی هست

و من

و از من تنها نپرس

که من

همان زمین ترک خورده دشتم

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393ساعت 10:12 توسط فرهاد ارشاد |

مطالب قدیمی‌تر