و شهر من

شهر کلاغ های خسته ایست

که روی سیم تیر چراغ برق ها

به انتظار نشسته اند

که آمدن باران را به گوش ما خبر دهند

+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم آذر 1393ساعت 16:49 توسط فرهاد ارشاد |

در این غبار

در این غبار بی سوار

نگاه کن که این سوار

بدون اسب و بی قرار

به غربت غروب خود

به دشت های سرخ خون

به مسلخ ستیغ آفتاب می رود

+ نوشته شده در یکشنبه دوم آذر 1393ساعت 13:48 توسط فرهاد ارشاد |

من 

با این همه 

مردمان شهر که عاشقت شده اند

چه کنم؟

دیشب تمام ورق پاره های شعرهای مرا

باد برد

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم آبان 1393ساعت 17:30 توسط فرهاد ارشاد |

خوابیدی بدون لالایی و قصه
بگیر آسوده بخواب بی درد و غصه
دیگه كابوس زمستون نمی بینی
توی خواب گلهای حسرت نمی چینی

دیگه خورشید چهرتو نمی سوزونه
جای سیلی یا یه باد روش نمی مونه
دیگه بیدار نمی شی با نگرونی
یا با تردید كه بری یا كه بمونی

رفتی و آدمكا رو جا گذاشتی
قانون جنگل رو زیر پا گذاشتی
اینجا قهرن سینه ها با مهربونی
تو تو جنگل نمی تونستی بمونی
دلتو بردی با خود به جای دیگه
اونجا كه خدا برات لالایی میگه
میدونم میبینمت یه روز دوباره
توی دنیایی كه آدمك نداره

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم آبان 1393ساعت 11:26 توسط فرهاد ارشاد |

بازیگر جوان تئاتر و سینمای کشورمان، ساعت 8:45 شامگاه شنبه، 24 آبان در بیمارستان پارس تهران درگذشت. به گزارش سایت ایران تئاتر، این هنرمند که بیش از چهار سال با بیماری سرطان مبارزه کرد و تا آخرین روزها، همچنان پر امید و پر تلاش به فعالیت‌های هنری‌اش ادامه داد، عاقبت شامگاه امشب صحنه زندگی را بدرود گفت. بازی در فیلم‌هایی چون «بدرود بغداد»، «گیلانه» و «دانه‌های ریز برف» و حضور روی صحنه نمایش‌هایی از جمله «سیاها»، «خانه‌ای در گذشتهٔ ما»، «عشق آباد»، «آنتیگونه» و «عجایب المخلوقات» تنها بخشی از کارنامه هنری مجید بهرامی به شمار می‌آیند. آخرین فعالیت هنری مجید بهرامی، بر‌پایی نمایشگاهی از عکس‌هایش با عنوان «طناب‌ها و امیدها» بود که تابستان امسال در خانه هنرمندان برگزار شد و عواید حاصل از آن صرف درمان بیماران سرطانی شد. در پی درگذشت مجید بهرامی، مدیر کل هنرهای نمایشی، در پیامی، این ضایعه دردناک را به خانواده آن زنده یاد و جامعه هنری و علاقه‌مندان به هنر تسلیت گفت. در پیام حسین طاهری آمده است:

«هوالباقی « نه من مرگ هیچ عزیزی را باور نمی‌کنم.» شاید باور مرگ مجید بهرامی عزیز بسیار دشوار باشد. بازیگری که سال‌ها مرگ را به مبارزه طلبید. او با لبخند همیشگی‌اش و انرژی بی‌مانندش گویی بیماری‌اش را به سخره گرفته بود. حالا مجید عزیز در میان ما نیست. اما آثارش، عکس‌هایش، و آن لبخند ناتمامش در یاد و خاطره ما جاودان باقی است. در گذشت این هنرمند سخت کوش را به خانواده داغدارش و همه هنرمندان تئاتر و دوستانش تسلیت می‌گویم و آرزوی صبر و تحمل برایشان دارم.»

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم آبان 1393ساعت 11:16 توسط فرهاد ارشاد |

و باز خوش به حال فرشته ها و جبرئیل

که حال مرتضی برایشان

آواز پر جبرئیل را میخواند

+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم آبان 1393ساعت 16:40 توسط فرهاد ارشاد |

کارگردان نمایش «شهادت‌ خوانی شمعون و شهرزاد» می‌گوید آثار دینی نباید تنها مختص یک قشر خاص از مخاطبان روی صحنه برود. به گزارش سایت ایران تئاتر، محمد قاسمی که نمایش «شهادت خوانی شمعون و شهرزاد» نوشته فرهاد ارشاد  را از 18 آبان در تالار سنگلج به صحنه برده است در مورد پرداخت و اجرای این نمایش می‌گوید: «متن این کار، چهارسال پیش بدست من رسید و بعد از هماهنگی با نویسنده اثر در چند جشنواره اجرا شد که بازخورد خوبی از سوی مخاطبان داشت. این نمایش جدا از محتوای آن از ویژگی‌های قابل توجهی در دیالوگ نویسی و اجرا برخوردار است. همین ویژگی‌ها سبب شد تا در مسیر کاریم علاوه بر نمایش‌های اجتماعی که اصل کارنامه هنری‌ام را تشکیل می‌دهد، به سمت این نوع از اجرا بروم.» او ادامه می‌دهد: «هنگام خوانش این نمایش متوجه شدم با بهره‌گیری از تهمیدات اجرایی می‌توانم نوع متفاوتی از نمایش مذهبی را به صحنه ببرم. این تهمیدات برگرفته از نوع روایت، فرم، رنگ و ترکیب تعزیه و نقالی است.» قاسمی در ادامه سخنانش عنوان می‌کند: «این تفاوت‌ها به نوع اجرا بازمی گردد. بهره‌گیری از رنگ به واسطه هفت پارچه است که از طریق آن بازی‌سازی‌ها صورت می‌گیرد. از سوی دیگر تنها دو بازیگر در این نمایش حضور دارند. در واقع اتفاقات نمایش از زبان دو بازیگر و نوازنده بیان می‌شود. همان‌گونه که پیش از این گفتم، این اجرا نسبت به آثار مناسبتی متفاوت است، زیرا متن تئاتری‌تر شده. در واقع ما قصد نداشتیم صرفاً به محتوا بپردازیم، بلکه به یک فرم اجرایی رسیدیم که بیشتر نمایشی و تئاتری است.» این کارگردان تئا‌تر ادامه می‌دهد: «وقتی تنها بخواهیم کار مذهبی داشته باشیم و به جنبه‌های مختلف آن توجه نکنیم، تنها تعدادی از مخاطبان خاص به تماشای آن خواهند نشست. این در حالی است که کسانی که اقدام به اجرای چنین آثاری می‌کنند، بایستی عناصر نمایشی را بشناسند. آنچه به تئا‌تر مذهبی لطمه می‌زند، نگاه سطحی است. در تمام دنیا نمایش ما را به واسطه تعزیه می‌شناسند، بدون شک بهره‌گیری از این نوع نمایش و آمیختگی آن با متد جدید می‌تواند در نگاه مخاطب و جلب توجه آن‌ها به این نوع نمایش تاثیرگذار باشد.» نمایش «مجلس شهادت خوانی شمعون و شهرزاد» نوشته فرهاد ارشاد و به کارگردانی محمد قاسمی و نقش آفرینی محمد قاسمی و پری بارانی از ۱۸ آبان تا چهار آذرماه ساعت ۱۸ در تالار سنگج به صحنه خواهد رفت.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم آبان 1393ساعت 12:33 توسط فرهاد ارشاد |

ای بهتر از صبوحی در وقت صبحگاهان
با بوسه ای تو بشکن لبهای روزه داران
لبهای روزه دارم با بوسه تو بشکست
دیدار شد میسر خوش بود روزگاران
بشکن خمار لعلت،شیرین به خواب فرهاد
کز بیستون بلند است فریاد تیشه داران
ساعت سعید و مجلس خوشتر که پرده گیری
پر غمزه کن سرایم ای مطرب غزل خوان
در وقت این نیایش بگذار چشم بر هم
دریاب وقت مستی پاییز هوشیاران
آری تو درد نابی در وقت مستی من
باده دگر ننوشم از دست می گذاران
از عمر رفته هیچم در یاد نیست غیر از
آن یک شبی که بودم در بوس و در کناران
چشمان نیزه دارت آن غمزه تتارت
میکشت و زنده می کرد هم مست و هم خماران
در صبح نوش بودم در حال جوش بودم
چون جرعه شرابی در جام میگساران
در پرده راز بودی ما را نیاز بودی
صد پرده را دریدم بر رغم پرده داران
صد بیت هم سرایم در وقت هوشیاری
یک بیت آن نباشد چون بیت میگساران
چرخم که برخیالت رقصی مدام باید
تا بر رکاب نازت تازم چو خوش سواران
بودم به بودت آرام یک گوشه جای گیرد
آخر ندارد افطار عشقت به روزه داران
ای شاه عشق و مستی ای در تو شور هستی
باز آ که از تو باشد خوشحال جمع یاران
چشمم زِ خون دل شد چون آسمان مغرب
با اشک شوق وصلت، نمناک همچو باران
اینک هزار و یک شب بر ساز دل بکوبم
کز سینه ام بجوشد صوت خوش هزاران
من آهوی رمنده در سینه دل تپنده
بر دشت تو رسیدم آن آب و مرغزاران
شد این غزل قصیده از شام تا سپیده
در وضف تو ندیده، یک بیت از هزاران
شب زنده دار ماندیم در وصف یار خواندیم
یاری رسان تو یارا ین خیل همقطاران
جا مانده در دل ما گرمای سینه سوزی
کز کاروان نمانیم در سوز برف و باران
آخر به روزگاران مهری نشسته اما
" بیرون نمیتوان کرد حتی به روزگاران "
آنگه که می سراید آواز خویش بلبل
در بوستان چه زیباست نقاشی بهاران
در انتظار رویت روزم به شب رسیده است
از آسمان فرود آی چون قطره های باران

+ نوشته شده در جمعه شانزدهم آبان 1393ساعت 2:34 توسط فرهاد ارشاد |

این زخم

این زخم کهته

که بر پیکر ما هر شب تازه می شود

شلیک زهر و کین بدسگال روزگار هست

+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم آبان 1393ساعت 12:26 توسط فرهاد ارشاد |

 

 

به گزارش سایت ایران تئا‌تر، هیئت انتخاب متون بخش صحنه‌ای، متشکل از نیما دهقان،مهرداد کوروش نیا و سیروس همتی پس از خوانش آثار رسیده، ۲۳ نمایشنامه منتخب خود را جهت حضور در مرحله بازبینی معرفی کردند.

نمایش «نی نوای من» نوشته و کارگرادانی فهیمه سیاحیان

نمایش «خنجر‌ها» نوشته مهدی‌پور رضاییان و کارگردانی حسین ربیعی

نمایش «سیب سرخ غلت زنان» نوشته فرهاد ارشاد و کارگردانی میثم کرمی

نمایش «برای زندگان زمان سکوت» نوشته محمد چرمشیر و کارگردانی سامان ناصری

نمایش «لیلا» نوشته حسین پیر علمی و کارگردانی حسین پیرعلمی

نمایش «فصلی دیگر» نوشته علیرضا حنیفی و کارگردانی پژمان کاشفی

نمایش «هنگامه‌ای که آسمان شکافت» نوشته نصراله قادری و کارگردانی محمد فرجی

نمایش «شما مسافر اتاق ۴۸ هستید» نوشته محمد مختاری آزادفر و کارگردانی فیروز حیدرزاده

نمایش «روز دهم» نوشته امیر آتشانی و کارگردانی علی آتشانی

نمایش «یک شاخه گل سرخ» نوشته سیروس همتی و کارگردانی محمدرضا سعادتی

نمایش «روسری با گلهای سبز» نوشته و کارگردانی سودابه میرکریمی

نمایش «واقعه خوانی سی‌ام صفر دویست و سه» نوشته فرهاد ارشاد و کارگردانی برکه فروتن

نمایش «سوگشادینامه عروس گرم و خشک» نوشته و کارگردانی علی‌محمد رادمنش

نمایش «اسب‌های سرکش» نوشته و کارگردانی علی‌محمد رادمنش

نمایش «نقل سرخ» نوشته آرش عباسی و کارگردانی امیر حسینی

نمایش «سبز سرخ‌خوان» نوشته شهریار نیریز نقدهی و کارگردانی عبدالمحمد علیزاده مقدم

نمایش «انتظار سبز» نوشته ناصر کریمی نیک و کارگردانی محمد هاشم‌زاده

نمایش «یک شاخه گل سرخ» نوشته سیروس همتی و کارگردانی فرید یوسف‌پور

نمایش «مرز» نوشته مرتضی شاه کرم و کارگردانی احمد صمیمی

نمایش «فطرس» نوشته عباس عبداله‌زاده و کارگردانی حسین شهبازی

نمایش «غریبه‌های همیشگی» نوشته شهرام کرمی و کارگردانی روح‌اله سنایی

نمایش «دون کفترام نذریه» نوشته و کارگردانی کاوه مهدوی

نمایش «اوکاریتوی قهوه‌ای» نوشته صحرا رمضانیان و کارگردانی محمد احمدی

بخش صحنه‌ای نخستین سوگواره نمایشی و آیینی مذهبی خمسه در دهه سوم ماه صفر در فرهنگسراهای شهر تهران به دبیری مجید رفیعی برگزار می‌شود.

+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم آبان 1393ساعت 14:38 توسط فرهاد ارشاد |

خاتون

اینجا میان شهر چرخ و آهن و دود

پروانه هم دلش برای اشک لبخند شما

تنگ می شود

+ نوشته شده در سه شنبه ششم آبان 1393ساعت 13:39 توسط فرهاد ارشاد |

عضو هیئت داوران بخش تجربه‌های جوان بیست و سومین جشنواره تئا‌تر سوره ماه معتقد است كه نباید جوانان حاضر در این بخش را به حال خود‌‌ رها كرد و باید حمایت و آموزش آن‌ها تدوام یابد.

فر‌هاد ارشاد، نویسنده و كارگردان باسابقه تئا‌تر كه در بیست و سومین جشنواره تئا‌تر سوره ماه به عنوان یكی از داوران بخش تجربه‌های جوان حضور داشت، درخصوص جداسازی این بخش از بخش اصلی جشنواره و لزوم این امر در گفت و گو با پایگاه خبری حوزه هنری گفت: در این بخش تنها مسئله و فیلتر سن مهم نیست بلكه مهم این است كه یك كارگردان حاضر در این جشنواره چندمین تجربه تولید اثر خود را انجام می‌دهد.

وی افزود: بدون شك طراحی این بخش به طور اختصاصی برای كسانی كه تجربه كمتری نسبت به حرفه‌ای‌های تئا‌تر دارند، باعث می‌شود كه كارگردان‌های جوان با افرادی رقابت كنند كه همسن و  هم سطح آن‌ها در حوزه مسائل تكنیكی تئا‌تر هستند و این استرس و اضطراب را از آن‌ها می‌گیرد و باعث می‌شود كسب تجربه برای آن‌ها در آرامش اتفاق بیفتد.

این نویسنده تئا‌تر در بخش دیگری از سخنان خود با توجه به تماشا و داوری آثار بخش تجربه‌های جوان گفت: یك یا دو اثر اختلافات فاحشی داشتند و سطح كیفی آثار بالا و پایین بسیاری داشت، اما نكته مهم این است كه اگر می‌خواهیم این بخش را حفظ نماییم باید از هم اكنون برنامه ریزی كنیم تا سطح كیفی آثار ارتقا یابد و هم سطح شود و كیفیت كلی جشنواره نیز افزایش پیدا كند.

وی ادامه داد: در بسیاری از نقاط دنیا، حرفه‌ای‌های تئا‌تر به دیدن آثار تجربی می‌روند و در این مسیر ایده‌های نو و تجربی را استفاده و بدل به یك كار حرفه‌ای می‌كنند. برای آن كه سطح كیفی آثار كارگردانان جوان افزایش یابد، شاید لازم باشد مانند دو سال پیش كه مركز هنرهای نمایشی حوزه هنری اقدام به اعزام كار‌شناسان از تهران به شهرهای دیگر برای ارتقای سطح كیفی آثار كرده بود، دوباره این طرح جامع و خوب را ادامه دهد تا مانند‌‌ همان سال، معایب و ضعف‌ها برطرف و آثاری یكدست و با كیفیت در جشنواره دیده شود.

این كارگردان تئا‌تر درباره فیلتر كردن كارگردانان جوان برای حضور در بخش اصلی جشنواره در سال‌های آینده گفت: این كه یك فیلتر مناسب برای حضور كارگردانان جوان كه قصد حضور در بخش اصلی جشنواره را دارند به نوعی برقرار شود، امری مثبت است و اگر احساس شد كه این جوان هنوز نیاز به تجربه دارد در همین بخش بماند و باز هم تجربه كند.

وی سپس درخصوص برگزاری جشنواره‌های تئا‌تر و اثر آن‌ها بر جریان تئا‌تر كشور گفت: سیر نزولی تئا‌تر در كشور در حال اتفاق افتادن است و سطح كیفی همین جشنواره هم به نسبت دو سال قبل پایین آمده است. باید فكر و چاره‌ای مناسب برای این سیر نزولی خطرناك اندیشیده شود. جشنواره‌های متعدد تئاتری در كشور آفت تئا‌تر هستند و بسیاری از آن‌ها را می‌توان تجمیع كرد.

ارشاد سپس درخصوص یك فكر مناسب گفت: تئا‌تر كشور دچار جشنواره زدگی شده است. باید با تجمیع آن‌ها به یك جشنواره مناسب رسید، كاش جشنواره‌ها از دل اجراهای عمومی برگزار می‌شدند تا از این طریق اندازه و شكل یك اثر مشخص شود. جشنواره با نفس تئا‌تر منافات دارد؛ زیرا تئا‌تر برای مردم است و ما مخاطبان اصلی خودمان یعنی مردم و جامعه را فراموش كرده‌ایم.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مهر 1393ساعت 11:23 توسط فرهاد ارشاد |

بگو به آدم و نسل بعد از او

اگر کشیده ام به دوش بار لعنت شما هر دم

و بوسه های سنگ تان می خورد به پیشانی

باکی نیست

که سجده نکردم

چون عاشق حوا بودم

 

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مهر 1393ساعت 15:51 توسط فرهاد ارشاد |

  • من شبی در شط شب گم میشوم ، داخل آیینه ها مست می خم میشوم
  • من ترا گم کرده در گم نامه ام ، نی برایت خوانده ساقی نامه ام
  • ساقی امشب شط شب خونین شده ، شط شب از اشک من رنگین شده
  • خون سرودم داخل گم نامه ام ، می نباشد بیت ساقی نامه ام
  • من نمیدانم چرا گم گشته ام  ،یا چرا مست می خم گشته ام
  • من زبانم لال اگر عاشق شدم ، تا که تو گفتی همان دم دق شدم
  • من غریب و مست و گیج و منگ بنگ ، سنگ تیپا خورده ای در چاه تنگ
  • فارغ از من ساز دلتنگی بزن ، می بزن ساقی و از تنگی نزن
  • کاشکی اندر جهان آدم نبود ، تا حوا را بیدلی همدم نبود
  • کاشکی یوسف گلین صورت نداشت ، تا زلیخا در دلش شهوت نداشت
  • من بمیرم بهتر از آدم شدن ، تا زلیخا را دمی همدم شدن
  • من پر کاهم مرا آتش بزن ، تا بمیرم آتشی بر تش بزن
  • یوسفی از آدمان روزگار ، طالب تنهایی است در روزگار
  • من ترا گم کرده در گم نامه ام، می نباشد بیت ساقی نامه ام
  • فرهاد ارشاد - 1376
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم مهر 1393ساعت 20:12 توسط فرهاد ارشاد |

آصف

همان آرزوی من و تو است

که پودر می شود

درست وقتی که

در منطقه صفر کسوف می شود

+ نوشته شده در سه شنبه یکم مهر 1393ساعت 12:23 توسط فرهاد ارشاد |

مطالب قدیمی‌تر